قصه از پارت اولش... تورا كم داشت ..
بعد ..
...
عشق يخ زد و زمستان ماند
...
آخرش كلاغ هم به خانه ام نرسيد
فصل برداشت سيب ها ...
معلق ماند ...
12.9.89

يه كوچولو :
احساس ميكنم بيابانم.. بيا با نم نم باران
به چشم های آسمان اعتنا نکن .... ستاره ها عادت دارند چشمک بزنند ...
قصه از پارت اولش... تورا كم داشت ..
بعد ..
...
عشق يخ زد و زمستان ماند
...
آخرش كلاغ هم به خانه ام نرسيد
فصل برداشت سيب ها ...
معلق ماند ...
12.9.89

يه كوچولو :
احساس ميكنم بيابانم.. بيا با نم نم باران
در امتداد جاده های خیس و نم گرفته
و بین سایه ها ...
نگاه ها و حرف ها ...
فقط مرا سوال می کنند ..
که بی دلیل !
میان آفتاب و ماه
به یک چراغ سوخته دل سپرده ام ...
سوگند
۳۰/۶/۸۸

یه کوچولو :
می خواهم درخت باشم تا موریانه ها آواره نباشند ...
می نویسم از تو و این دل شکایت می کند
می نویسم نیستی ، اما لجاجت می کند
یک قدم مانده که راه خانه ام را گم کنم
خاطرات یک نگاه تو وساطت می کند
می نویسم شب تمام خاطراتم را گرفت
بازهم این آسمان است و ملامت می کند
آخرش پاییز را رنگ زمستان می برد
می نشیند باز از اول ، دل هوایت می کند
می نویسم نیستی ، اما صدایت می کند
آخرش می دانم اینجا را حماقت می کند
سوگند

یه کوچولو ۱:
بر روی ساحل که دست میکشی
آب می شود انگشتانت ....
جذب می شوی ....
می روی ....
می روی .....
می روی ....
تا پشت نگاه خیس تو ......... !
یه کوچولو ۲ :
باران که میزند به تو فکر میکنم
به چشم هایی که شاید باران خورده اند....
شده ام مثله قصه های جن و پری
عشق من تو ، نگاه تو سرسری
آخرش هم سکوت خواهی کرد ..
که مبادا ز یاد من بپری ....
همه جا خیس ، رفتنت باران
نگذاری مرا به بی خبری ...
فصل پاییزی ام تو را کم داشت
تو و چشمی که از ستاره سری
من و دستی که از قلم افتاد
تو و قلبی ، همیشه در سفری ... !
سوگند

یه کوچولو ۱ :
به آسمان که نگاه میکنم
چشم هایش سرخ است
از بس گریه کرد و تو
نیامدی ........
سوگند
یه کوچولو ۲ :
با نامه هایت بوی باران می فرستادی
بویی شبیه نان و ریحان می فرستادی
هر وقت تنهایی مرا اندوهگین میکرد
روز تولد میشدی جان می فرستادی
نجمه بنائیان
تو در متن شبهای بی بال و پر
و یک قاصدک سهم من بی خبر
تو در دست بادی که عاشق شده
سیاهی چشمان من در به در
سکوتی پر از خاطرات سفر
من و جاده و روزها رهگذر
همیشه مسافر خیال است و نور
برو نازنینم سفر بی خطر
تو در متن رویای بین دو اشک
بگو می رسد انتظارم به سر ؟
سوگند

یه کوچولو :
چهار راه ، چشم های منتظر ، ولی شکست
و آسمان به قطره های اشک او ترانه بست
هنوز ضربِ صدایش سکوت می خواهد
دلی که شیشه ی قلب تو را شکست
سوگند